تفاوت بازار کار – لیسانس یا فوق لیسانس

تحلیل مزایا و معایب اخذ مدرک کارشناسی ارشد با توجه به نیازهای بازارکار فعلی ایران

طبق نظرسنجی صورت گرفته از متخصصین و شاغلین در صنایع مختلف کشور توسط ایران تلنت، مشخص گردیده دریافتی افراد با تحصیلات فوق لیسانس به طور متوسط ۱۷ درصد بالاتر از افراد با تحصیلات لیسانس است. مشخصات و جزئیات این گزارش به شرح زیر است :

statistic

نتایج این گزارش، بهانه ای شد که در این مقاله به صورت خلاصه و اجمالی به تفاوت بین مدرک لیسانس و فوق لیسانس از منظر بازارکار، استخدام و درآمد بپردازیم و زوایای مختلف آن را مورد نقد و بررسی قرار دهیم.

موضوع گزارش فوق و نتایج آن از ابعاد مختلف قابل تجزیه و تحلیل و بررسی می باشد. کارفرمایان و مدیران ممکن است تحلیلی نسبت به این موضوع داشته باشند که کارجویان نداشته و یا اینکه دانشجوی دانشگاه آزاد یا غیر انتفاعی نظر متفاوتی نسبت به دانشجوی دانشگاه دولتی ارائه نماید. در ادامه به مهمترین این رویکردها و جنبه های مثبت و منفی گزارش فوق به صورت اجمالی می پردازیم.

البته ذکر این نکته ضروری است که ادامه تحصیلات دانشگاهی تنها از منظر مالی و درآمدی برای افراد مطرح نمی باشد و بسیاری از افراد به دلیل علاقه یا موضوعات فرهنگی و اجتماعی به دنبال افزایش سطح تحصیلات خود و اخذ مدارک بالاتر می باشند، لذا در تحلیل های صورت گرفته، برای ساده تر شدن مطلب و امکان تجزیه و تحلیل آن، به عوامل انگیزشی مالی و اقتصادی و همچنین نگاه بازارکار به این قضیه بیشتر توجه خواهیم کرد و موضوعات فرهنگی، شخصیتی و اجتماعی موضوع بحث این نوشتار نمی باشد.

بنابراین اگر به نتایج این گزارش با رویکردی مثبت نظر اندازیم می توانیم موارد زیر را برای آن برشمریم :

  • بعضی از افراد معتقدند داشتن فوق لیسانس در بسیاری از رشته ها علاوه بر اینکه باعث افزایش حقوق نسبت به کارکنان لیسانس در رده های موازی است، در ابتدای امر، استخدام در شرکت ها و سازمان ها را نیز تسهیل می کند. زیرا شرکت ها ترجیح می دهند از افراد با سوادتر و دارای مدارک علمی بالاتر برای انجام کارهای خود استفاده نمایند.
  • تعداد زیادی از دانشجویان سال آخر مقطع کارشناسی یا فارغ التحصیلان این مقطع با توجه به اینکه کار مناسبی برای خود پیدا نمی کنند و یا اینکه مشاغل پیشنهادی، مورد علاقه و مطلوب آنها نمی باشد و یا حقوق و مزایای پیشنهادی با انتظارات آنها تفاوت زیادی دارد، ترجیح می دهند به جای ورود به بازارکار، به ادامه تحصیل بپردازند و با این کار هم به مدارک علمی و دانشگاهی خود افزوده اند، هم شانس خود را برای استخدام بالا برده اند و هم اینکه در طول مدت تحصیلات کارشناسی ارشد، ممکن است تغییراتی رخ داده و بازار کار رونق بیشتری بگیرد.
  • برخی بر این باورندکارکنانی که دارای مدرک فوق لیسانس هستند نسبت به آنهایی که مدرک کارشناسی دارند، دارای امنیت شغلی بیشتری در محیط کارند و در صورت نابسامانی اوضاع اقتصادی و اجرای تعدیلات نیروی انسانی، کارشناسان ارشد دارای امنیت شغلی بیشتری بوده و احتمال اخراج آنها کمتر از سایرین است.
  • ممکن است در نظر عده ای دیگر، نتایج این گزارش این گونه باشد که افزایش ۱۷% ، فقط میانگین افزایش حقوق فوق لیسانس ها نسبت به لیسانس ها است و در برخی از مشاغل مثل کارشناسان تحقیق و توسعه و تحلیل گران این عدد به نزدیک ۵۰% هم می رسد. بنابراین مزیت داشتن مدرک کارشناسی ارشد بیش از پیش خود را نمایان می سازد.
 
اما از سوی دیگر می توان تحلیل دیگری بر نتایج این گزارش ارائه کرد و موضوع را از زاویه دیگری بررسی کرد. به عبارت دیگر با توجه به اینکه تحلیل و بررسی ما تنها از منظر اقتصادی و عوامل بازارکار است، پس نگاهمان را به قضیه اقتصادی تر می کنیم و برای تحلیل موضوع تمامی هزینه ها و فایده ها را در کنار یکدیگر بررسی می کنیم.
Path selection 2
نکته اول در این خصوص اینکه مدرک کارشناسی ارشد در هر رشته ای به صورت خود به خود و بدون هزینه و تلاش فرد بدست نمی آید. اگر شما از طریق دانشگاه دولتی اقدام به تحصیل کنید، کنکور و همه استرس ها و سختی هایش را پیش روی دارید و اگر هم مسیرهای ساده تر (مانند دانشگاه آزاد، پیام نور و …) را پیش بگیرید، باید هزینه های بالای آن را تقبل نمایید.

نکته دوم اینکه، برای دریافت مدرک کارشناسی ارشد، شما نیاز به صرف حداقل ۲ تا ۳ سال وقت دارید. این زمان از قبل از کنکور که مشغول مطالعه و آمادگی برای آزمون می باشید شروع شده و تا پایان تحصیلات و احیانا دفاع از پایان نامه ارشد به طول می انجامد. پس یکی دیگر از هزینه های گزاف، چند سال از عمر شماست که معمولا بدون درآمد و انجام فعالیت اقتصادی صرف شده است. در صورتی که اگر شما در این مدت مشغول به کار بودید، ضمن اینکه چندین میلیون درآمد کسب می کردید، چند سال به تجربه کاری شما افزوده شده و صاحب مهارت ها و توانایی های بیشتری می شدید.  

پس با توجه به نکات فوق، می توان نتیجه گرفت که افزایش ۱۷ درصدی (البته میانگین) حقوق نمی تواند به تنهایی جذابیت لازم را برای ایجاد انگیزه در ما برای اخذ مدرک فوق لیسانس ایجاد کند و برای این کار به انگیزاننده های دیگر غیر مادی نیاز است.

از سوی دیگر ، بسیاری از کارفرمایان واقعا ترجیح نمی دهند به جای استخدام کارشناسان، کارشناسان ارشد را به استخدام درآورند. زیرا برای بسیاری از فعالیت های اداری و شرکتی، داشتن دانش پایه در حد لیسانس کفایت می کند و آن چیزی که موجب بهبود عملکرد فرد می گردد، ویژگی های شخصیتی و مهارت های عمومی و تخصصی اوست که دسته اول درونی است و دسته دوم با آموزش حین کار فراهم می گردد. ضمن اینکه یک کارمند با مدرک لیسانس توقع کمتری نسبت به فردی با مدرک فوق لیسانس دارد و لذا با استخدام لیسانس ها، ضمن اینکه تغییری در فعالیت های شرکت رخ نمی دهد، هزینه های پرسنلی شرکت پایین تر نیز می آید.

نگاهی دیگر وجود دارد به این شرح که فرد به جای اینکه ۲ الی ۳ سال صرف درس خواندن در کارشناسی ارشد کند، در همین مدت اقدام به مهارت آموزی و افزایش توانایی های تخصصی خود از طریق شرکت در کلاس های کاربردی مؤسسات آموزشی و همچنین کارآموزی در مشاغل مورد نظر و مطلوب نماید. در صورت انجام دادن این فعالیت ها با شوق و انگیزه مناسب و به صورت هدفمند، مطمئنا پس از ۲ سال، صلاحیت بیشتری از یک فارغ التحصیل کارشناسی ارشد بدون تجربه و بدون مهارت است و کارفرمایان ترجیح بیشتری برای استخدام چنین فردی خواهند داشت.
در خصوص امنیت شغلی نیز، مدیران بر این باورند که مدرک تحصیلی ضامن امنیت شغلی افراد نیست، بلکه مهارت ها و توانمندی های آنها است که می تواند امنیت شغلی را برایشان همراه آورد و باعث شود به جای اینکه آنها به دنبال کار و شغل باشند، مدیران و شرکت ها برای جلب رضایت و ماندگاری آنها تلاش نمایند.

نکته آخر درباره این موضوع اینکه شما با افزایش مهارت ها و توانمندی های عمومی و تخصصی خود، می توانید میزان دریافتی خود را از شغلی که در آن فعالیت دارید تا چند برابر افزایش دهید، بدون آنکه مدرک کارشناسی ارشد به همراه داشته باشید. بسیاری از شرکت های خصوصی موفق را می شناسیم که به کارکنان خود تنها بر اساس صلاحیت و شایستگی حقوق پرداخت می کنند و افراد با سن و سابقه برابر، مبالغ مختلفی دریافت می کنند و مسئولیت های متفاوتی به آنها واگذار می شود و این تفاوت ها به خلاقیت، شایستگی، مهارت ها و ویژگی های شخصیتی آن افراد برمی گردد.

در پایان مجددا یادآوری می شود که تحلیل ارائه شده، تنها از منظر شغل و بازارکار بوده و مسائل فرهنگی، شخصیتی و اجتماعی درنظر گرفته نشده است. 

منبع:iiranianpath